تبليغاتX
کافی نت پویا نت

کافی نت پویا نت

خبری-سرگرمی-دانلود

  طراح : پویانت شهرکرد

::  صفحه اصلي  ::  تماس با ما  ::  آرشيو مطالب  :: 

منوي اصلي
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
ويرايش قالب

 
آرشيو وبلاگ

خبری
طنز
سرگرمی
دانلود
عکس
ترفند ها و رجیستری
انتی ویروس
جک و اس ام اس
نرم افزار های کاربردی
اموزش
نرم افزار های شبکه
نرم افزار های اینترنت


 
مديران وبلاگ
پویا
 
لوگوي ما

 

 
لوگوي دوستان
  آگهي خود را اضافه كنيد

 
ترجمه قالب

ويرايش قالب : پویا سايت پویانت شهرکرد
pooyanet

 
خبری: عصر ما عصر ابتذال
1) فردا که احساساتت را هم فرموله کردم و به خط تولید دادم ، ببینم چه از انسانیتت می ماند.
2) ارزش ما به خاطر چیزهایی است که قرار است یاد بگیریم نه آن چیز هایی که میدانیم.
3) عصبی بودن عملا عدم باور به توانایی های درونی خود است.
4) کلمه محدود است.

نوشته شده توسط پویا در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 ساعت 14:51
( | | لينک ثابت | موضوع: خبری )
خبری: فرخی یزدی شاعر دوخته لب

شاعر دوخته لب
زندگي فرخي يزدي، شاعر آزادي‌خواه ايران



در سال ۱۳۰۷ به نمایندگی یزد در مجلس انتخاب شد و یکی از دو نماینده اقلیت مجلس را تشکیل داد. چه که از اقلیون دیگر کسی را در مجلس باقی نگذاشتند. در مجلس دائما فحش می‌شنید و حتی یک‌بار زمانی که داشت علیه یکی از وزرای نظامی کابینه صحبت می‌کرد، یکی از نماینده‌ها جلو آمد و به صورت او کوبید که خون از دماغش جاری شد.
شرح این قصه شنو از دو لب دوخته‌ام تا بسوزد دلت از بهر دل سوخته‌ام

میرزا محمد متخلص به فرخی در سال ۱۲۶۷ قمری در یزد متولد شد. در ۱۵ سالگی به علت روح آزادی‌خواهی و افکار روشن و شعری که علیه اولیای مدرسه سروده بود، از مدرسه اخراج شد. پس از خروج از مدرسه به کارگری مشغول شد. با طلوع مشروطیت و پیدایش حزب دموکرات در ایران، فرخی به آن حزب پیوست و در ستایش آزادی چنین سرود :

قسم به‌ عزت و قدر مقام آزادی
که روح بخش جهان است نام آزادی
به پیش اهل جهان محترم بود آن‌کس
که داشت از دل و جان احترام آزادی

در آن عصر مرسوم بود که در اعیاد، شعرا قصایدی می‌ساختند و در مدح حکومت وقت در روز عید می‌خواندند. فرخی با شعری رسما حکومت را به باد انتقاد گرفت ؛

عید جم شد ای فریدون خو بت ایران پرست
مستبدی خوی ضحاکی است این خو نه ز دست

به خاطر این شعر حاکم یزد بر او غضب کرد و دستور داد تا دهان فرخی را با نخ و سوزن دوختند و او را به زندان انداختند. چه که شاعری نبود که برای مدح این و آن شعر بگوید :

خود تو می‌دانی نیم از شاعران چاپلوس
کز برای سیم بنمایم کسی را پای‌بوس

در زندان با لبان دوخته شعری سرود و با مطلع زیر برای آزادی‌خواهان و دموکرات‌های تهران فرستاد ؛

شرح این قصه شنو از دو لب دوخته‌ام
تا بسوزد دلت از بهر دل سوخته‌ام

پس از یکی دو‌ماه از زندان فرار کرد و به تهران آمد و در جراید اشعار آب‌دار و مقالات موثر و تندی راجع به آزادی ایران انتشار داد. فرخی در اوایل جنگ جهانی اول به عراق مهاجرت کرد و مورد تعقیب انگلیسی‌ها قرار گرفت. از بغداد به کربلا و از آن‌جا به موصل و از آن‌جا با پای پیاده و از بی‌راهه به ایران رجعت کرد. در تهران ترور شد، اما جان سالم به‌در برد. با قرارداد ۱۹۱۹ به شدت مخالفت کرد و علیه رضا شاه موضع گرفت ؛

کیست در شهر که از دست غمت داد نداشت
هیچ کس همچو تو بیدادگری یاد نداشت

فرخی در سال ۱۳۰۰ شمسی روزنامه «طوفان» را منتشر کرد که به علت حق‌گویی و طرف‌داری از ملت در طول ۷ سال انتشار آن، ۱۵ بار توقیف شد. اما فرخی به توقیف آن اعتنایی نداشت و افکار خود را در روزنامه‌های «ستاره شرق»، «قیام» و «پیکار»، منتشر می‌کرد.

با انتشار مقاله‌ی آتشین در «طوفان»، این روزنامه توقیف شد. در این مقاله به شدت به کارهای رضاخان و سرکوب آزادی‌خواهان توسط او حمله شد و در آخر مقاله هم آمد ؛ «ما می‌دانیم که در قبال این صحبت‌ها، حبس و تبعید و ضرب و شتم و هر نوع مصیبتی مستور است اما معتقدیم شکست به حق، گواراتر از پیروزی به باطل است.»

با انتشار مقاله‌ی دیگری او را گرفتند و به سرباز خانه‌ای در کرمان تبعید کردند. دو ماه در زندان بود تا بالاخره آزاد شد و به تهران آمد و به مبارزه ادامه داد. روزنامه‌ی طوفان فرخی، یکی از بهترین روزنامه‌های ایران بود که با اشعار و مقاله‌های تند و صریحش مورد توجه مردم ایران قرار داشت. مردم بسیاری از اشعار او را حفظ بودند ؛

شب چو دربستم و مست از می نابش کردم
ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم

در سال ۱۳۰۷ به نمایندگی یزد در مجلس انتخاب شد و یکی از دو نماینده اقلیت مجلس را تشکیل داد. چه که از اقلیون دیگر کسی را در مجلس باقی نگذاشتند. در مجلس دائما فحش می‌شنید و حتی یک‌بار زمانی که داشت علیه یکی از وزرای نظامی کابینه صحبت می‌کرد، یکی از نماینده‌ها جلو آمد و به صورت او کوبید که خون از دماغش جاری شد. فرخی بعد از این اعلام کرد که امنیت جانی ندارد و گفت در کانون عدل و داد (مجلس) که این بلا را بر سر من می‌آورند، دیگر معلوم است در بیرون چه به روزم خواهند آورد. چند شب وسایل زندگی و رخت‌خوابش را به مجلس آورد و چند روز در مجلس به سر برد، تا این‌که مخفیانه از تهران خارج شد و به مسکو رفت.

در آن‌جا به دلیل انتقاد از رژیم کمونیستی نتوانست در مسکو بماند و به برلین رفت. در برلین از تعقب افکار آزادی‌خوا‌هانه‌ی خود دست برنداشت و در مجله پیکار بر علیه حکومت استبدادی ایران مقالاتی را نوشت. در این گیر و دار، تیمورتاش وزیر کابینه به برلین رفت و با فرخی ملاقات کرد و به وی از طرف شاه اطمینان داد که به ایران بازگردد و بدون دغدغه به سر برد. شاعر خوش قریحه و آزادی‌خواه فریب خورده و از طرفی به علت تهی‌دستی نتوانست در خارج به ‌سر برد و با پای خود به سیاه چال بازگشت.

با آمدنش به تهران دستگیر شد و به زندان افتاد. بیش از یک‌ سال در زندان بود که در سال ۱۳۱۶ با خوردن تریاک تصمیم به خودکشی گرفت و این رباعی را به خط خود روی دیوار زندان نوشت ؛

زین محبس تنگ درگشودم و رفتم
زنجیر ستم پاره نمودم و رفتم
بی‌چیز و گرسنه و تهی‌دست و فقیر
زان‌سان که نخست آمده بودم رفتم

پاسی از شب نگذشته بود که زندان‌بان حال او را درمی‌یابد. پزشک را خبر می‌کند و فرخی از مرگ نجات پیدا می‌کند. وی به خاطر "اسائه‌ی ادب به مقام سلطنت" به ۳۰ ماه زندان محکوم شد و در طول محکمه هیچ نگفت و در آخرین جلسه این جمله را بر زبان راند که ؛ «قضاوت نهایی با ملت است» و حکم را امضا نکرد.

در زندان با وجود آن‌که به شدت محتاج لباسی برای سرما و نیازمند تکه نانی برای سیر کردن خود بود و آرزوی یک لحظه استشاق هوای آزاد را می‌کشید، از راه خود دست برنداشت و اشعار زیر را سرود ؛

پیش دشمن سپر افکندن من هست محال
در ره دوست گر آماج‌گه تیر شوم

و ...

بی‌گناهی گر به زندان با حال تباه
ظالم مظلوم کش هم تا ابد جاوید نیست

زندان‌بانان گزارش دادند که فرخی در زندان شعر می‌گوید و بین زندانیان پخش می‌سازد. پس او را به انفرادی منتقل کردند و لباس و حمام و سلمانی و خوراک و سیگار را از او گرفتند تا بمیرد. این سختی‌ها چنان او را در تنگنا گذاشته بود که مرگ را بزرگ‌ترین سعادت می‌دانست.

بهر من این زندگانی غیر جان کندن نبود
مرگ را هر روز می‌دیدم در نقاب زندگی

و ...

ای عمر برو که خسته کردی ما را
ای مرگ بیا ز زندگی سیر شدم

و یا ...

فرخی چون در زندگانی نیست غیر از درد و غم
ما دل خود را به مرگ ناگهان خوش کرده‌ایم

و یا ...

زندگی کردن من مردن تدریجی بود
آن‌چه جان کند تنم، عمر حسابش کردم

تا این‌که روزی در غذایش سم ریختند، اما فرخی فهمید و آن‌را نخورد. سرانجام به دستور رضاخان و با آمپول هوای پزشک احمدی، به زندگی این بزرگ‌مرد تاریخ شعر ایران خاتمه داده شد. روزنامه‌های آن زمان مرگ او را این‌چنین روایت کردند ؛ «فرخی را شبانه از زندان به مریض‌خانه بردند. در آن‌جا پزشک احمدی و سرهنگ نیرومند رئیس زندان و چند جلاد دیگر حضور داشتند. چند نفر او را روی تخت خواباندند و دست و پایش را محکم گرفتند تا مقاومت نکند. پزشک احمدی آستین‌هایش را بالا زد. هنگامی که دژخیمان شاه بر او هجوم آوردند و در آن لحظات مرگ، باز از پا ننشست و فریاد برآورد که ؛ «هرگز دل ما زخصم در بیم نشد / در بیم ز صاحبان دیهیم نشد / ای جان به فدای آن‌که پیش دشمن / تسلیم نمود جان و تسلیم نشد.» دهانش را گرفتند و احمدی سرنگ پر از هوا را در رگ او خالی کرد. کم‌کم در حالت آن شاعر خفقان ایجاد شد. به خرخر افتاد و رنگش مانند قیر سیاه شد. تشنج کرد و سرانجام بی‌جان شد.» (روزنامه «ستاره»، شماره ۱۷۱۵، مورخه ۵/۱۱/۱۳۲۲)

مرگ او ضربه‌ای سهمگین بر پیکر ادبیات و شعر ایران وارد آورد، چه که قرن‌ها می‌گذرد تا چنین افرادی پا به عرصه‌ی ظهور بگذارند. وی از معدود پاک مردان روزگار ماست که از تمام علائق مادی و تجملات زندگی دست شست و شجاعانه به استبداد حمله برد و جانش را در این راه گذاشت. شکنجه و زندان و انفرادی و حتی مرگ باعث نشد تا از راهش دست بکشد و با استبداد سازش کند. نام او بر بلندای تاریخ آزادی ایران، سال‌های سال می‌درخشد و راهش ادامه داده خواهد شد.

به قول ولتر ؛ «حقایق را بگویید و مردم را آگاه سازید، ولی مطمئن باشید که کشته خواهید شد». به راستی که فرخی یزدی مرغ حق شبستان تاریخ ایران بود.

نوشته شده توسط پویا در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 ساعت 12:44
( | | لينک ثابت | موضوع: خبری )
خبری: شهرمون

شهر هرت

شهر هرت جايي است که رنگهاي رنگين کمان مکروهند و رنگ سياه مستحب

شهر هرت جايي است که اول ازدواج مي کنند بعد همديگه رو مي شناسن

شهر هرت جايي است که همه ب َ دَ ن مگر اينکه خلافش ثابت بشه

شهر هرت جايي است که دوست بعد از شنيدن حرفات بهت مي گه:‌ دوباره لاف زدي؟؟

شهر هرت جايي است که بهشتش زير پاي مادراني است که حقي از زندگي و فرزند و همسر ندارند

شهر هرت جايي است که درختا علل اصلي ترافيک اند و بريده مي شوند تا ماشينها راحت تر برانند

شهر هرت جايي است که کودکان زاده مي شوند تا عقده هاي پدرها و مادرهاشان را درمان کنند

شهر هرت جايي است که شوهر ها انگشتر الماس براي زنانشان مي خرند اما حوصله 5 دقيقه قدم زدن را با همسران ندارند

شهر هرت جايي است که همه با هم مساويند و بعضي ها مساوي تر

شهر هرت جايي است که براي مريض شدن و پيش دکتر رفتن حتماْ بايد پارتي داشت

شهر هرت جايي است که با ميلياردها پول بعد از ماهها فقط مي توان براي مردم مصيبت ديده چند چادر برپا کرد

شهر هرت جايي است که خنده عقل را زائل مي کند

شهر هرت جايي است که زن بايد گوشه خونه باشه و البته اون گوشه که آشپزخونه است و بهش مي گن مرواريد در صدف

شهر هرت جايي است که مردم سوار تاکسي مي شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسيشونو در بيارن

شهر هرت جايي است که 33 بچه کشته مي شن و ماموراي امنيت شهر مي گن: به ما چه. مادر پدرا مي خواستند مواظب بچه هاشون باشند

شهر هرت جاييه که نصف مردمش زير خط فقرن اما سريالاي تلويزيونيشو توي کاخها مي سازن

شهر هرت جايي است که 2 سال بايد بري سربازي تا بليط پاره کردن ياد بگيري

شهر هرت جاييه که موسيقی حرام است حرام

شهر هرت جايي است که گريه محترم و خنده محکومه

شهر هرت جايي است که وطن هرگز مفهومي نداره و باعث ننگه

شهر هرت جايي است که هرگز آنچه را بلدي نبايد به ديگري بياموزي

شهر هرت جايي است که همه شغلها پست و بي ارزشند مگر چند مورد انگشت شمار

شهر هرت جايي است که وقتي مي ري مدرسه کيفتو مي گردن مبادا آينه داشته باشي

شهر هرت جايي است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است

شهر هرت جايي است که توي فرودگاه برادر و پدرتو مي توني ببوسي اما همسرتو نه ...

شهر هرت جايي است که وقتي از دختر مي پرسن مي خواي با اين آقا زندگي کني مي گه: نمي دونم هر چي بابام بگه

شهر هرت جايي است که وقتي مي خواي ازدواج کني 500 نفر ر و دعوت مي کني و شام مي دي تا برن و از بدي و زشتي و نفهمي و بي کلاسي تو کلي حرف بزنن

شهر هرت جايي است که هرگز نمي شه تو پشت بومش رفت مگر اينکه از يک طرفش بيفتي        

                             خدايا اين شهر چقدر به نظرم آشناست

نوشته شده توسط پویا در یکشنبه بیستم خرداد 1386 ساعت 15:16
( | | لينک ثابت | موضوع: خبری )
خبری: قليون باز های حرفه ای بخونن !!!!

ضرر یک قلیان مساوی ضرر 70 نخ سیگار

سرپرست تحقيقات كنترل دخانيات دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي با بيان اينكه مصرف قليان به دلايل مختلف باعث بروز بيماريهاي شديدتري نسبت به سيگار در افراد مي‌شود، افزود: مصرف هر بار قليان به اندازه 70 نخ سيگار است و هر پكي كه به قليان زده مي‌شود تقريبا 40 برابر يك پك سيگار، دود به فرد مي‌رساند و به دليل افزايش درجه حرارت قليان، مواد سمي و سرطان زاي بيشتري به وجود مي‌آيد.

دكتر غلامرضا حيدري، رييس كلينيك ترك دخانيات و سرپرست تحقيقات كنترل دخانيات دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي در گفت‌وگو با خبرنگار بهداشت و درمان خبرگزاري دانشجويان ايران ، ميزان تركيب سمي منواكسيد كربن در قليان را حدود 10 بار بيشتر از سيگار عنوان كرد و اظهار داشت: نحوه پك زدن به قليان به صورتي است كه فرد با مكش ريوي باعث باقي ماندن دود در انتهاي ريه و سبب تخريب زودتر ريه مي‌شود اما در مصرف سيگار مكش از دهان صورت مي‌گيرد.

وي با بيان اينكه مصرف قليان بين 2 تا 8 درصد بروز بيماريها و سرطان را افزايش مي‌دهد، از گرايش فزاينده جوانان به قليان ابراز نگراني و خاطرنشان كرد: حتي خانواده‌ها در كنارهم به مصرف قليان مبادرت مي‌ورزند كه اين امر عاملي براي گرايش نوجوانان به مصرف سيگار در آينده است زيرا قليان را در هر مكان و زماني نمي‌توان كشيد اما سيگار به راحتي در هر مكان و زماني مصرف مي‌شود

نوشته شده توسط پویا در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 ساعت 13:20
( | | لينک ثابت | موضوع: خبری )
خبری: سال خوک
1386 سال خوک است؛ از سال خوک چه می دانید؟
بالاخره سگ با تمام دلهره ها و اضطراب ها و بی اعتمادیش سال را به پایان رساند و برای یک استراحت طولانی دوازده ساله ما را ترک کرد و فرصت نفس راحت کشیدن پیدا کردیم. بر مبنای گاه شماری های شرقی ها سال ۱۳۸۶ ( ۲۰۰۷ ) سال خوک است.
هرچه نگرانی در سال های های قبل بود در سال خوک جایش را به آرامش و شادی و راحتی می دهد

  
تقسیم دوازده تایی فقط مختص ماه های سال نیست، بلکه چینی ها و اصولا اهل نجوم و تنجیم هم سال ها را به دوره های دوازده تایی تقسیم می کنند که هر کدام را با نماد یک حیوان مشخص می کنند: موش، گاو، ببر، گربه ( از نظر مصری ها خرگوش )، اژدها، مار، اسب، بز، میمون، خروس، سگ و خوک .

این دوره ها آغاز و اوج و فرود دارند و تغییرات آنها شباهت تام و تمام با فصول دارد: آغاز سبز شدن و امید و روشنایی مثل بهار، اوج گرما و برکت مانند تابستان، فرود نرم و آهسته چون پاییز و سرمایی که در دل آن زندگی برای آغازی دوباره خود را آماده می کند همانند زمستان.

خوک آخرین حلقه دوازده گانه سال هاست و در بطن خود زندگی دوباره با تمام شور و شرش را دارد. هرچه تلخی و نگرانی و اضطراب در سال های بز و میمون و خروس و سگ وجود داشت در سال خوک جایش را به آرامش و شادی و راحتی می دهد.

از نظر طالع بینی چینی سال خوک بهترین سال برای تمام مردم دنیاست چون در این سال کار فراوان برای همه وجود دارد و گردش پول عادلانه خواهد بود.

سالی که از دست گرفتاری های سیاسی و اداری می توان نفسی به راحتی کشید. سالی که برای روشنفکران و اهل حساب و کتاب به یک اندازه خوب است. یعنی سال تعادل و تناسب.

از نظر طالع بينی چينی، در این سال خیانت ها و بی اعتمادی ها بسیار کم خواهد بود. سال صلح طلبی عمیق، سالی که دعوا و اقامه دعوا در مراجع ذیصلاح جای بحث های تند و دعوا و جنگ را می گیرد.

سالی که ادبیات بر تارک آن خواهد درخشید و نویسندگان و شعرا به دور از دغدغه های رایج به موفقیت های چشمگیری نائل خواهند شد.

بچه هایی که در بهار و تابستان سال خوک متولد می شوند در رفاه و آسودگی زندگی خواهند کرد.

البته به دلیل سادگی بیش از حد خوک امکان زودباوری، فریب خوردن و نومیدی هم وجود دارد.

از بدی های سال خوک این است که افراد از هم دیگر تقاضای کمک کمتری می کنند و احتمالا آسیب بیشتری می بینند.

تاثیر علامت خوک بر نمادهای حیوانی دوازده گانه

نه تنها سال خوک، بلکه تمام علایم دوازده گانه برای متولدین همه ماه ها تاثیرات یکسانی ندارند.

متولدین سال موش ( ۱۳۱۵، ۱۳۲۷، ۱۳۳۹، ۱۳۵۱، ۱۳۶۳ ) می توانند تا دلشان می خواهد با دمشان گردو بشکنند! و البته برای آینده برنامه ریزی کند و شکرگزار باشند.

متولدین سال گاو ( ۱۳۱۶، ۱۳۲۸، ۱۳۴۰، ۱۳۵۲، ۱۳۶۴ )، سال ببر ( ۱۳۱۷، ۱۳۲۹، ۱۳۴۱، ۱۳۵۳، ۱۳۶۵ ) ، سال گربه ( ۱۳۱۸، ۱۳۳۰، ۱۳۴۲، ۱۳۵۴، ۱۳۶۶ ) ، سال اسب ( ۱۳۱۹، ۱۳۳۱، ۱۳۴۵، ۱۳۵۷، ۱۳۶۹ ) ، سال خروس ( ۱۳۱۲، ۱۳۲۴، ۱۳۳۶، ۱۳۴۸، ۱۳۶۰ ) و سال خوک ( ۱۳۱۴، ۱۳۲۶، ۱۳۳۸، ۱۳۵۰ و ۱۳۶۲ ) هم سال خوبی در پیش دارند با کار زیاد و مشکلاتی که در اسرع وقت به سامان می رسند.

متولدین سال اژدها ( ۱۳۱۹، ۱۳۳۱، ۱۳۴۳، ۱۳۵۵ و ۱۳۶۷ ) ممکن است امسال بی پول شوند.

متولدین سال مار ( ۱۳۲۰، ۱۳۳۲،۱۳۴۴، ۱۳۵۶، ۱۳۶۸ ) بهتر است منتظر سال بهتری باشند.

متولدین سال بز ( ۱۳۲۲، ۱۳۳۴، ۱۳۴۶، ۱۳۵۸ ، ۱۳۷۰ )، میمون ( ۱۳۲۳، ۱۳۳۵، ۱۳۴۷، ۱۳۵۹، ۱۳۷۱ ) و سگ ( ۱۳۲۵، ۱۳۳۷، ۱۳۴۹، ۱۳۶۱، ۱۳۷۳ ) باید احتیاط پیشه کنند و مواظب دخل و خرج و خانواده شان باشند.

افراد سرشناس متولد سال خوک

گفته اند خوک هرگز محتاج نخواهد شد. بنابراین عجیب نیست اگر میلیاردهای سرشناسی چون راکفلر، فورد اول و روچیلد اول و یا حتی سن ایگناتیوس لویلا بانی فرقه یسوعی متولد سال خوک باشند.

 از اهل قلم و فرهنگ فدريکو گارسیا لورکا شاعر اسپانیایی که به دست فاشیست های طرفدار ژنرال فرانکو کشته شد و فرانسواز ساگان نویسنده فرانسوی و همین طور دکتر آلبرت شوایتزر نیکوکار و انسان دوست نامدار نیز از متولدین سال خوک اند.

هانری هشتم و بیسمارک صدراعظم آلمان متولدین بدنام سال خوک اند. کمی عجیب است، ولی فیلد مارشال مونتگمری، مارشال سرشناس دوران جنگ جهانی دوم و اولیور کرامول هم متولد سال خوک اند.

دیگر متولدین سرشناس سال خوک پاسکال، مادام مانتنون و لوکوز بوزیه هستند.

آیین های ما

در کتاب شازده کوچولو، روباه در پاسخ به سئوال شازده کوچولو در باره آیین گفت: این هم چیزی است بسیار فراموش شده، چیزی است که باعث می شود روزی با روزهای دیگر و ساعتی با ساعت های دیگر فرق پیدا کند.

آیین های زیبای نوروز باستانی ایرانیان و گاه شماری ای که صدها سال است در باورهای مردم این سرزمین جای دارد، آیین هایی است که حتی وقتی آن را قبول نداشته باشیم هم چیزی از عزت و عظمتش کاسته نمی شود.


خوک آخرین حلقه دوازده گانه سال هاست و در بطن خود زندگی دو باره با تمام شور و شرش را دارد. هرچه تلخی و نگرانی و اصظراب در سال های بز و میمون و خروس و سگ وجود داشت در سال خوک جایش را به آرامش و شادی و راحتی می دهد.
نوشته شده توسط پویا در جمعه سوم فروردین 1386 ساعت 16:19
( | | لينک ثابت | موضوع: خبری )
خبری: انگلیسی ها احمق
جام جم آنلاين: شركت بريتيش تله كام يا همان BT ليستي از احمقانه ترين سوالاتي را كه كاربران كامپيوتري يا اينترنتي اين شركت ارتباطي ازمشاوران آنها پرسيده اند منتشر كرد.
به نوشته پايگاه اينترنتي روزنامه مترو برخي از اين سوالات آنقدر خنده دار است كه حتي خود سوال كنندگان پس از فهميدن اشتباه خود به احمقانه بودن آن اعتراف كرده اند.
ليست احمقانه ترين سوالات IT كه از مشاوران شركت BT انگلستانپرسيده شده به شرح زير است:
1- كاربر: كامپيوتر مي گويد هر كليدي را (any keys) فشار دهيد اما مت نمي توانم دكمه any را روي كي بوردم پيدا كنم.
2- كاربر: من نمي توانم كانال هاي تلويزيون را با مونيتورم عوض كنم.
3- كاربر: من با يك نفر در اينترنت آشنا شدم مي توانيد شماره تلفن او را براي من پيدا كنيد.
4- كاربر: اينترنت من كار نمي كند؟
مشاور: مودم را وصل كرده ايد ، همه سيم هاي كامپيوتر را چك كرده ايد؟
كاربر: نه الان فقط مانيتور جلوي من است هنوز كامپيوتر و مودم را از جعبه در نياورده ام!
5- كاربر: پسر 14 ساله من براي كامپيوتر رمز گذاشته و حالا من نمي توانم وارد آن شوم.
مشاور: رمز آن را فراموش كرده؟
كاربر: نه آن را به من نمي گويد چون با من لج كرده
6- مشاور: لطفا روي ماي كامپيوتر (كامپيوتر من) كليك كنيد.
كاربر: من فقط كامپيوتر خودم را دارم كامپيوتر شما پيش من نيست.
7- مشاور: مشكل شما به خاطر نرم افزار اسپاي ويري است كه روي دستگاهتان نصب شده(اسپاي در انگليسي به معني جاسوس است)
كاربر: اسپاي!؟ ببينم يعني او مي تواند از داخل موانيتور وقتي لباس عوض ميكنم من راببيند؟
8- كابر: نمي تونم ديسکتم رو دربيارم
مشاور: دکمه رو فشار بدين
كاربر : فشار دادم ولي در نمي ايد
مشاور: دكمه به راحتي تو مي رود؟
كابر: بله ؛ اما نه ، ببخشيد من هنوز ديسكت را تو درايو نگذاشته ام ، هنوز روي ميزمه.
9- كاربر: ماوس پد من سيم ندارد!
مشاور: من فكر كنم متوجه منظور شما نشدم. ماوس پد شما قرار نيست سيمي داشته باشد.
كاربر: پس چگونه مي تواند ماوس را پيدا كند؟ يعني وايرلس است؟


در يك مورد ديگر نيز مركز مشاوره مايكروسافت در انگليس ليستي از سوال هاي ابلهانه مشتريانش را اينگونه منتشر كرده است.

مرکز مشاوره : چه نوع کامپيوتري داريد؟
مشتري : يک کامپيوتر سفيد...
*
مشتري : سلام، من «سلين» هستم. نمي تونم ديسکتم رو دربيارم
مرکز : سعي کردين دکمه رو فشار بدين؟
مشتري : آره، ولي اون واقعاً گير کرده
مرکز : اين خوب نيست، من يک يادداشت آماده مي کنم...
مشتري : نه... صبر کن... من هنوز نذاشتمش تو درايو... هنوز روي ميزمه.. ببخشيد...
*
مرکز : روي آيکن My Computer در سمت چپ صفحه کليک کن.
مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟
*
مرکز : روز خوش، چه کمکي از من برمياد؟
مشتري : سلام...من نمي تونم پرينت کنم.
مرکز : ميشه لطفاً روي Start کليک کنيد و...
مشتري : گوش کن رفيق؛ براي من اصطلاحات فني نيار! من بيل گيتس نيستم، لعنتي!
*
مشتري : سلام، عصرتون بخير، من مارتا هستم، نمي تونم پرينت بگيرم. هر دفعه سعي مي کنم ميگه : «نمي تونم پرينتر رو پيدا کنم» من حتي پرينتر رو بلند کردم و جلوي مانيتور گذاشتم ، اما کامپيوتر هنوز ميگه نمي تونه پيداش کنه...
*
مشتري : من توي پرينت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم...
مرکز : آيا شما پرينتر رنگي داريد؟
مشتري : نه.
*
مرکز : الآن روي مانيتورتون چيه خانوم؟
مشتري : يه خرس Teddy که دوستم از سوپرمارکت برام خريده.
*
مرکز : و الآن F8 رو بزنين.
مشتري : کار نمي کنه.
مرکز : دقيقاً چه کار کردين؟
مشتري : من کليد F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتيد، ولي هيچ اتفاقي نمي افته...
*
مشتري : کيبورد من ديگه کار نمي کنه.
مرکز : مطمئنيد که به کامپيوترتون وصله؟
مشتري : نه، من نمي تونم پشت کامپيوتر برم.
مرکز : کيبوردتون رو برداريد و 10 قدم به عقب بريد.
مشتري : باشه.
مرکز : کيبورد با شما اومد؟
مشتري : بله
مرکز : اين يعني کيبورد وصل نيست. کيبورد ديگه اي اونجا نيست؟
مشتري : چرا، يکي ديگه اينجا هست. اوه... اون يکي کار مي کنه!
*
مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد 7 هست.
مشتري : اون 7 هم با حروف بزرگه؟
*
يک مشتري نمي تونه به اينترنت وصل بشه...
مرکز : شما مطمئنيد رمز درست رو به کار برديد؟
مشتري : بله مطمئنم. من ديدم همکارم اين کار رو کرد.
مرکز : ميشه به من بگيد رمز عبور چي بود؟
مشتري : پنج تا ستاره.
*
مرکز : چه برنامه آنتي ويروسي استفاده مي کنيد؟
مشتري : Netscape
مرکز : اون برنامه آنتي ويروس نيست.
مشتري : اوه، ببخشيد... Internet Explorer
*
مشتري : من يک مشکل بزرگ دارم. يکي از دوستام يک Screensaver روي کامپيوترم گذاشته، ولي هربار که ماوس رو حرکت ميدم، غيب ميشه!
*
مرکز : مرکز خدمات شرکت مايکروسافت، مي تونم کمکتون کنم؟
مشتري : عصرتون بخير! من بيش از 4 ساعت براي شما صبر کردم.
ميشه لطفاً بگيد چقدر طول ميکشه قبل از اينکه بتونين کمکم کنيد؟
مرکز : آآه..؟ ببخشيد، من متوجه مشکلتون نشدم؟
مشتري : من داشتم توي Word کار مي کردم و دکمه Help رو کليک کردم بيش از 4 ساعت قبل. ميشه بگيد کي بالاخره کمکم مي کنيد؟
*
مرکز : چه کمکي از من برمياد؟ مشتري : من دارم اولين ايميلم رو مي نويسم.
مرکز : خوب، و چه مشکلي وجود داره؟
مشتري : خوب، من حرف a رو دارم، اما چطوري دورش دايره بذارم؟
نوشته شده توسط پویا در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385 ساعت 10:41
( | | لينک ثابت | موضوع: خبری )
خبری: از زهرا امیر ابراهیمی چه خبر؟

متهمان پرونده انتشار فيلم غير اخلاقي مجازات مي‌شوند؟


بازيگر زن يادشده در خلال مدت انتشار شايعه و پخش فيلم مذكور در سراسر كشور، چندين بار در تئاتر شهر تمرين كرده و حتي اقدام به برگزاري گالري عكس در يكي از خيابان‌هاي تهران كرده است.


به نظر مي‌رسد، معضل انتشار فيلم‌هاي خصوصي و غيراخلاقي از شخصيت‌هاي مشهور، تنها با در پيش گرفتن راه حل قانوني و برخورد منطقي و قاطع با موضوع، قابل رفع و جلوگيري باشد.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، پس از انتشار فيلم منتسب به يك بازيگر زن، كه بالغ بر يك ميليون نسخه از آن در ميان مردم پخش شد، آمارها حكايت از نگراني شديد خانواده‌ها، شخصيت‌ها و كارشناسان مربوطه، نسبت به تزلزل امنيت رواني و اجتماعي جامعه دارد.
پس از آن، هر چند كه مدت‌ها به سكوت و فرافكني گذشت، با دستگيري جواني كه به عنوان متهم رديف اول معرفي شده بود، پرونده، ابعاد جدي‌تري پيدا كرده و اطلاعاتي درباره ماهيت واقعي اشخاص موجود در فيلم، صرف‌نظر از اغراض و علت‌هاي شركت در فيلم، آشكار شده است.

بنا بر اين گزارش، در حال حاضر، متهم رديف اول فيلم كه از روزهاي نخست ورود به ايران، به برخي اشتباهات خود اعتراف كرده و مشكل را ناشي از ناسازگاري با طرف مقابل دانسته و برخلاف آنچه گفته مي‌شد، مدعي شده كه انتشار فيلم از سوي او نبوده است، با اين حال، او در زندان و ممنوع‌الملاقات است و حتي در مدت دستگيري و انتشار تصاوير، هيچ‌يك از اعضاي خانواده او مصاحبه‌اي نداشته و يا توضيحي به مطبوعات ارايه نكرده‌اند.

اين در حالي است كه بازيگر زن يادشده در خلال مدت انتشار شايعات و پخش اين فيلم در سراسر كشور، چندين بار در تئاتر شهر حاضر شده و تمرين كرده و حتي گالري عكسي در يكي از خيابان‌هاي تهران برگزار نموده و تاکنون نيز تنها يك مورد و آن هم با حضور پدر و مادرش، بازجويي از وي انجام شده است.

يك كارشناس مسائل اجتماعي در گفت‌وگو با «بازتاب»، ضمن تأکيد بر لزوم جلوگيري از تکرار اين گونه رويدادهاي تلخ گفت: با انتشار اين فيلم، آن هم در اين ابعاد، امنيت رواني و عفت عمومي جامعه، آسيب جدي ديده و براي رفع آن، همان‌‌ گونه كه برخي مقامات قضائي تأكيد كرده‌اند، بايد معني و مفهوم واقعي فساد اجتماعي و اخلال در امنيت رواني در نظر گرفته شود و متخلفان به‌گونه‌اي به مجازات برسند که راه بر تکرار اين ناهنجاري‌ها بسته شود.

وي افزود: اما اين ‌كه بازيگر يادشده در مصاحبه با شبكه‌هاي گوناگون، ادعا مي‌كند فرد ياد شده، خودش نيست و در عين حال، پدر و مادرش مي‌گويند كه خود وي بوده ـ كه قرار بوده با پسر حاضر در فيلم ازدواج كند ـ و پس از اين تفاسير، پسر بازداشت مي‌شود و دختر آزادانه مي‌گردد، وجهه خوبي براي مقامات امنيتي و مسئولان ذيربط كه در تلاش براي حفظ امنيت جامعه‌اند، نخواهد داشت.

اين کارشناس گفت: زماني كه اشخاص غيرمقيد به مسائل اخلاقي و اجتماعي، كه شاهد و ناظر جريان بودند و پس از اثبات حضور دختر در فيلم، مي‌بينند كه او به راحتي در مجامع حاضر شده و حتي مصاحبه‌هاي متعددي نيز با شبكه‌هاي ماهواره‌اي در رسانه‌ها و شبكه‌هاي ماهواره‌اي داشته‌اند، خود به خود جري شده، مرزهاي مانع از چنين اقداماتي برداشته مي‌شود.

گفته مي‌شود تاكنون به طور قطع، مشخص نشده است كه عامل اصلي انتشار فيلم چه كسي بوده است.
گفتني است، اصل انتشار چنين مطالبي كه مرتبط با مسائل خصوصي و خانوادگي اشخاص حقيقي و حقوقي است، معضلي است كه بايد براي برخورد و جلوگيري با آن تدابير جدي انديشيده شود، چرا كه در غير اين صورت، حريم خصوصي افراد با خطر جدي روبه‌رو شده و مشكلات عديده‌اي گريبانگير جامعه خواهد شد.

 

منبع : سایت خبری بازتاب ۱۳ اذر

نوشته شده توسط پویا در جمعه بیست و نهم دی 1385 ساعت 13:43
( | | لينک ثابت | موضوع: خبری )
خبری: کورش یغمایی

 

   کورش یغمایی موسیقی را در سن ده سالگی با نواختن سنتور که هدیه ای از سوی پدرش بود آغاز کرد. به گفته مادر کورش: او با این که این ساز را را از نزدیک ندیده بود سنتور را از جعبه بیرون آورد و شروع به نواختن یک آهنگ کرد. او در مدت پنج سال به مراحل درخشانی در زمینه نوازندگی سنتور و موسیقی سنتی ایران دست یافت. در سن پانزده سالگی گیتار را که همواره ساز مورد علاقه اش بود برگزید و پس از مدتی در گروه های موسیقی راک که خود تشکیل داده بود سرپرستی ارکستر و نوازندگی لید گیتار را به عهده داشت. چند سال بعد برخی از گروه های حرفه ای اروپایی که برای اجرای برنامه به ایران می آمدند هنگامی که با چیره دستی او در نواختن گیتار روبرو می شدند از او برای همکاری به سمت لید گیتار و مهاجرت به کشورشان برای ضبط صفحه در سطح جهانی دعوت میکردند.

   در سال آخر دانشگاه (رشته جامعه شناسی) اولین کار حرفه ای خود را در زمینه آهنگ سازی - ارکستراسیون - نوازندگی و خوانندگی با ترانه  گل یخ  (شعر از مهدی اخوان لنگرودی دوست و همکلاسی اش) آغاز نمود. آثار کورش به ویژه گل یخ بر اساس دارا بودن استاندارد های جهانی به خارج از مرزهای ایران نفوذ کرد و با اجرا های جدیدی در کشورهای مختلف ارائه گردید.

   از سال 1358 به مدت 17 سال پخش صدای کورش ممنوع شد. او در این مدت ابتدا در زمینه داستان های کودکان (کتاب و نوار) و ارائه آلبوم دیار (ارکستراسیون آواهای محلی ایران برای ارکستر بزرگ بدون آواز) و در ادامه با تدریس گیتار زندگی را میگذرانید. پس از هفده سال اولین آلبوم با آواز او با نام سیب نقره ای ارائه گردید. پس از چندی آلبوم های دیگری از وی با نام های ماه و پلنگ - گرگ های گرسنه (موسیقی فیلم) - کابوس - آرایش خورشید - تفنگ دسته نقره منتشر شد.
  
 کورش یغمایی در فراگیری هیچ یک از زمینه های موسیقی استادی نداشته است.

نوشته شده توسط پویا در جمعه بیست و دوم دی 1385 ساعت 12:49
( | | لينک ثابت | موضوع: خبری )
خبری: یک فاجعه در راه است حتما بخوانید
 

«پس بنگريد سرانجام كساني كه پيش از شما بودند چه شد» - قرآن كريم

آگاهيد كه قرار است با موافقت رييس «سازمان ميراث فرهنگي و صنايع دستي و گردشگري»، آبگيري سد سيوند كه در شمال شهر شيراز و درون تنگه‌ي بُلاغي - ميان دو دشت مُرغاب (پاسارگاد) و مرودشت - ‏‏مراحل پاياني ساخت خود را مي‌گذراند، آغاز ‌شود.
شايسته‌ي اشاره است، تنگه‌ي بلاغي يكي از كم‌مانندترين موزه‌هاي طبيعي و زنده‌ي ايران است كه روند زندگى در آن در يك درازاى شگفت‌انگيز ده هزارساله قطع نشده است. به عبارتي ديگر در آن مي‌توان از همه‌ي اين دوره‌هاي پيشاتاريخي و تاريخي (باستاني، اسلامي،...) اسنادي را به‌دست آورد كه نه‌تنها خود آن اسناد از اهميت به‌سزايي در بررسي و شناخت تاريخ و فرهنگ ما برخوردارند (كه آبگيري آن سد مي‌تواند همه‌ي اين آثار را به زير غبار فراموشي و شايد نابودي ببرد)، بلكه خود تنگه يكي از ارزشمندترين سندهاي تاريخ ايران است. هم‌چنين رطوبت برخاسته از درياچه‌ي پشت سد در درازمدت بر زيست‌بوم منطقه تأثير گذاشته و با پديد آوردن و رشد دادن گياهان مخرب بر روي سازه‌هاي دشت پاسارگاد، به ويژه آرامگاه كوروش بزرگ (نماد جهاني ارج‌گزاري به حقوق بشر، و كسي كه به تعبير علامه طباطبايي در كتاب ديني ما از وي زير نام «ذوالقرنين» به نيكي ياد شده است)، اثرات ويران‌گري بر اين يادمان‌هاي گران‌قدر خواهد داشت.
از اين‌رو مي‌خواهيم كه اين سد آبگيري نشود چرا كه نه‌تنها مطالعات جامع و دقيق كارشناسي هنوز به پايان نرسيده، بلكه نتايج آنچه هم كه تاكنون انجام شده دقيقا بر فاجعه‌بار بودن آبگيري اين سد مهر تأييد زده است: از میان رفتن كهن‌ترين راه بازمانده‌ي جهاني، خدشه‌دار شدن ثبت جهانی پاسارگاد، تخریب سازه‌های باستانی بر اثر بالا آمدن میزان آب‌های زیرزمینی، از میان رفتن گذرگاه تاریخی عشایر و مراتع آن‌ها، محو وضعیت توپوگرافی منطقه‌ي بلاغی، احتمال وقوع زمين‌لرزه پس از آبگيري سد سيوند، آسیب‌های زیست‌محیطی ناشی از آبگیری سد هم‌چون نابودي حداقل 8 هزار اصله درخت 500 ساله و هزاران هكتار مرتع و زمين مرغوب كشاورزي و خاك و هم‌چنين گنجینه‌ي ژنتیکی غنی تنگه، و مهم‌تر از همه، تشويش افكار عمومي و از دست رفتن اعتماد، آسيب‌هايي است كه از آبگيري سد سيوند حاصل مي‌شود. سرمايه‌ي ملي هزينه‌شده براي ساخت اين سد - كه متأسفانه اكثر آن در يك‌سال اخير و هم‌زمان با اعتراض‌ها به ساخت آن، هزينه شده است - هيچ قابل قياس با سرمايه‌ي انساني و اثر رواني ناگواري نيست كه بر ايرانيان دوستدار ميراث فرهنگي اين مرز و بوم خواهد داشت، اثري كه شايد بر روند وقايع آتي ايران تأثيرگذار باشد.
خوانندگان گرامي، هم‌ميهنان ارجمند،‏ مسئولان كشوري!
نمي‌دانيم كه از روند پر شتاب ويران‌سازي آثار تاريخي اين سرزمين • در كنار هجمه‌هاي وسيع به خود تاريخ و دستاوردهاي معنوي نياكان خردمندمان • تا چه ميزان آگاه هستيد ولي قطعا نيك آگاهيد كه شناخت بهتر تاريخ و فرهنگ ديرينه¬سالمان • كه يادمان‌هايي چون آن‌چه در دشت پاسارگاد هست، نمادهاي آنان به شمار مي‌روند - در ايستادگي امروز ما در برابر فرهنگ¬هاي ديگر نقشي به سزا دارد. شوربختانه هر روز بر بلنداي سيل بنيان‌كن تخريب ميراث فرهنگي - چه غارت غيرقانوني آن و چه تخريب قانوني آن در لفافه‌ي عمران - افزوده مي‌شود. آبگيري و راه‌اندازي اين سد كه - به درست يا غلط - به نماد مبارزه با بخشي از تاریخ ایران تبدیل شده است، نقطه‌ي اوج چنين حركتي است و اين در حالی که سرزمین ما تنها سرزمینی است که هر چند «پر فراز و نشیب»‌ترين تاريخ را در جهان داشته، هنوز با ریشه‌ی فرهنگی و انسان‌ساز خود در ارتباط بوده و دچار گسست تاريخي نشده است.
باز تأكيد مي‌كنيم خواهان توقف ساخت سد سيوند و عدم آبگيري آن هستيم.

نوشته شده توسط پویا در چهارشنبه بیستم دی 1385 ساعت 13:3
( | | لينک ثابت | موضوع: خبری )
خبری: دغدغه هاي رنگي

دغدغه هاي رنگي

ايران هفتمين وارد كننده لوازم آرايش در جهان است

 

ما هنوز ركوردداريم، سومين ركورددار مصرف مواد آرايشي بعد از هند و پاكستان، در خاورميانه و هفتمين

كشور پر و پا قرص، در واردات اين مواد در جهان، ما هر روز آرايش مي كنيم، پس هستيم. 
و اما باز برعكس دنيا عمل مي كنيم. در تمام كشورهاي پيشرفته، آرايش مخصوص زن هايي با سنين بالاست كه طراوت پوستشان با گذشت سال هاي جواني از دست رفته است و گاهي، راهي متداول بين زناني با درآمدهاي ناخوشايند. در ايران مرزهاي آرايش از بين رفته است و سن آرايش به زير 18 سال كشيده شده، دختران طراوت پوستشان را به مواد آرايشي مي سپارند و پشت ماسك هاي رنگي پوستشان را خفه مي كنند و زنان سن دار از شرم جامعه، از آرايش گريزانند. ما مخالف عمل مي كنيم. پس هستيم. 
بنا به آمار 83، ايران هفتمين كشور واردكننده مواد آرايشي در جهان است و تنها يك سوم مواد آرايشي زنان ايراني توليدات داخلي و بيش از دو سوم ديگر آن به صورت واردات، پشت ويترين هاي وسوسه انگيز خريد مي نشيند.  
وارداتي كه بنا به آمارهاي غيررسمي 25 تا 30 درصد كل آن از طريق قاچاق و تجارت چمداني وارد كشور مي شود، وارداتي تقلبي و غيراستاندارد كه نه تنها زيبايي را به پوست هاي ايراني هديه نمي دهد. كه بحران زيبايي را در ايران هشدار مي دهد. 
در سال هاي اخير استفاده از مواد آرايشي و مواد محافظت كننده پوست و ساعت ها نشستن پاي آيينه ها براي تغيير چهره، به بخشي از امور روزانه زنان بدل شده، زنان ايراني روزانه از عطر، مرطوب كننده ها، پاك كننده هاي پوستي، ضدآفتاب ها، ضدتعريق ها، رنگ هاي آرايشي و... استفاده مي كنند، كه البته اين اولويت ها در زمان هاي مختلف تغيير آمار مي دهند، نزديك به سال جديد مصرف رنگ هاي آرايشي و رنگ موها افزايش مي يابد و مراسم مهماني رفتن و مهماني دادن ها، دوش گرفتن با عطر رواج بيشتري دارد اما به هر حال گروهي از زنان و يا بهتر است بگوييم دو سوم زنان ايراني اين مواد و لوازم را روزانه استفاده مي كنند و اين امر برايشان بيشتر به شكل تفريح و سرگرمي درآمده است.  
گرچه به دليل ضعف در جمع آوري آمار در ايران و نيز به علت نبود سيستم متداول براي ارزيابي و جمع آوري اطلاعات دقيق در خصوص ميزان مصرف و سرانه مصرف مواد آرايشي در ايران، عددي از اين ركورد در دست نيست، ولي بنا به آمارهاي جسته گسيخته مسئولان، بيش از دو سوم زنان ايراني، آرايش مي كنند و  
يك سوم از اين قشر آرايش را جزو لاينفك زندگي روزمره خود مي دانند. زيبايي غيراستاندارد، كه هيچ آموزش آكادميك و مشخصي براي بهبود استاندارد كردن آن در كشور وجود ندارد. 
به هر حال گاهي هم مي گويند بكُش و خوشگلم كن خوشگلي كه جان زيبا دوستان را با خطر روبرو مي كند. 
گرچه باز از اين مخاطرات هم به دليل  
رجوع نكردن به پزشك و يا خوددرماني هاي خانگي آماري در دست نيست ولي مطالعات در كشورهاي هلند، فرانسه و اسپانيا نشان مي دهد كه حدود 4 درصد افراد نسبت به مواد آرايشي حساسيت دار ند. همچنين آمار منتشره در آمريكا اين رقم را حدود 12 درصد در اين كشور بيان كرده است. 
اما بحثي كه در كل كشورها مورد توجه قرار دارد اين است كه همه انواع لوازم آرايش حساسيت زا هستند. حساسيت هايي كه گاهي به روز خودنمايي مي كنند و گاه با تأخيري چند ساله مصرف كننده را دچار حمله مي كنند. مواد آرايشي كه سرطان زا هستند. 
آرايش هاي سرطاني 
مواد آرايشي مي توانند رشد سلول هاي سرطاني را افزايش دهند. اين را من نمي گويم تمام مطالعات و پزشكاني مي گويند كه دغدغه هاي آنان گرايش به زيبايي و مرگ از خوشگلي است. 
آنها معقتدند، پارابن ها (parabens) و فتلاتزها (phthalates) مرتبطان اصلي تومورهاي سينه هستند. آنها اين مواد را در آزمايش 20 نوع از تومورهاي سينه كشف كرده اند. موادي كه سازنده هاي اصلي لوازم آرايش هستند.  
متخصصان خارجي كشف كرده اند كه لوازم آرايشي با مالش روي پوست به سرعت جذب مويرگ ها شده و جذب خون مي شوند، آنها معتقدند و تأكيد دارند كه زناني كه آرايش مي كنند بيشتر به سرطان سينه مبتلا مي شوند. آمارهاي ايراني بيانگر آن است كه از هر 8 زن ايراني، يك نفر به سرطان سينه مبتلا است و اين افراد بيشتر در سن هاي پايين و ميانسال قرار دارند، افرادي كه گرايش ويژه اي به آرايش و استفاده از مواد آرايشي داشته اند. 
به هر حال تمام لوازم آرايش هاي موجود حساسيت زا هستند. آنها در اكثر مواقع سوزش مي آورند. 
ديگر علائم اين زيبايي تقلبي، قرمزي پوست، تورم، خارش و تاول هاي آبدار است و در گروهي ديگر از اين حساسيت ها مي توان به كهير، عفونت پوست، عفونت ريشه مو، تغيير رنگ پوست، آكنه و تغيير رنگ و صدمه به ناخن و مو است. 
اما شايع ترين حساسيت هاي مواد آرايشي به عطرهاست، عطرها معمولاً در بيشتر مواد آرايشي استفاده مي شوند و خوشبوكننده هاي اين لوازم هستند كه عارضه هاي پوستي را به ارمغان مي آورند. مواد نگهدارنده نيز به عنوان دومين علت حساسيت هاي پوستي شناخته شده اند، موادي كه براي جلوگيري از رشد قارچ ها و باكتري ها و تجزيه شدن محصول در محصولات آرايشي استفاده مي شود. 
نرم كننده ها كه به صورت لوسيون و كرم استفاده مي شوند مي توانند تحريك خفيف و گاهي واكنش هاي حساسيتي را ايجاد كنند و اما ضدآفتاب ها كه به دليل وجود پابا پوست هاي حساس را با خطر روبرو مي كند. لاك ها و مواد محافظ ناخن ها هم حساسيت زا هستند. تركيباتي كه براي رنگ دادن يا بهتر چسبيدن و براق كردن در لاك ها به كار مي روند عاملان اصلي اين حساسيت ها هستند. گاهي واكنش به اين مواد صرفاً در ناخن ديده نمي شود، در تمام قسمت هايي از بدن كه دست با آنها تماس دارد ايجاد حساسيت مي كند، محل هايي همچون پلك ها، صورت، گردن و.... 
و اما رنگ موها هم به عنوان پرطرفدارترين لوازم آرايشي مي توانند حساسيت زا باشند، موادي كه به عنوان بحث انگيزترين مواد در محافل دانشمندان سال ها مورد بررسي قرار گرفت كه آيا رنگ قادر به، تغييرات ژنتيكي و زايش سرطان هستند. 
اين فرضيه رد شد ولي حساسيت زايي اين مواد هنوز باقي است. مواد آرايشي كه به صورت مستقيم با پوست صورت و بدن در ارتباط هستند سرطان زا و حساسيت زا هستند؛ دلايلي كه گويا براي 
پايين آوردن، سرانه مصرف لوازم آرايشي در بين زنان و دختران كافي نيست. جامعه شناسان، روانپزشكان و روانشناسان مباحث گوناگوني را به عنوان علل اين افراط عنوان مي كنند. 
جامعه شناسان معتقدندآرايش كردن، ديگر يك خواسته فردي نيست، بلكه با افزايش و روند رو به رشد آن در بين دختران و زنان تبديل به يك خواست اجتماعي شده است و اما روانشناسان نيز مي گويند، آرايش هاي تند، نشانه اعتماد به نفس پايين است. افراد خجالتي و كساني كه هنوز به خودباوري اجتماعي و شخصي نرسيده اند از آرايشي استفاده مي كنند كه به تصور خودشان برايشان شخصيت مي آورد. آرايش هاي خشن و زاويه دار مشخصه زنان بي اعتماد به نفس است كه نيازمند باور جامعه هستند، استفاده از رنگ هاي تند و استعمال آنها و نيز  
طرح دادن به آرايش ها همگي دليلي است بر اين معلول. 
اين عدم اعتماد به نفس تا جايي است كه آنها تصور مي كنند، آرايش پوشاننده نقص عضو آنهاست. اين افراد صورت خود را هر چند بي عيب باشد داراي معايب بزرگ مي دانند. 
روانپزشكان نيز اعتقاد دارند زماني كه آرايش داشتن و نداشتن موجب اضطراب و افسردگي يا رفع آن شود و احساس نياز به آرايش فرد را اندوهگين كند يا خلل اجتماعي و شخصيتي براي او ايجاد كند مي تواند تلنگر يك مشكل رواني باشد. به اعتقاد روانپزشكان، انواع اختلالات شخصيتي از جمله، اختلالات شخصيت وسواسي، وابسته و نياز، ضداجتماعي و مرزي را مي توان در گرايش اين بيماري به آرايش هاي غليظ و ناهنجار دخيل دانست. 
جامعه شناسان معتقدند؛ آرايش هاي شديد، دختران و زنان مي تواند تبديل به ابزاري براي كسب قدرت اجتماعي، لجبازي و اعلام مخالفت باشد. 
و باز هم روانشناسان از علاقه مندي زنان به متفاوت بودن مي گويند؛ آنها معتقدند زنان خواهان تفاوت هستند و با اين روش مي توانند مرزهاي تفاوت را به گونه هاي دلخواه بشكنند. آنها شخصيت نمايشگرانه دارند و اين روش آن را به نتيجه مي رسانند. روانپزشكان نيز از؛ اختلالات عاطفي، ناهنجاري ها و نبود ثبات شخصيتي، و احساسات سطحي اين بيماران مي گويند ولي معتقد نيستند، هر كس آرايش مي كند بيمار رواني است. 
به هر حال اين گروه از مصرف كنندگان در جامعه كه رقم كمي را هم به خود اختصاص نداده اند، در بحران به سر مي برند. در بحران آلودگي به بيماري هاي حساسيتي، كچلي، جنون گاوي، ايدز و هپاتيت و... كه در انواع لوازم آرايشي تقلبي يافت مي شود، بيماري هايي كه با هزينه هاي گران از سوي علاقه مندان به زيبايي هاي تقلبي خريداري مي شود و از كشورهاي تايلند، سوريه، پاكستان، افغانستان و تركيه به بازار پرطرفدار كشور وارد مي شود. لوازمي كه گاهي با مارك هاي معروف در گوشه پايتخت و يا شهرهاي مرزي كشور به صورت تقلبي پر مي شود و جان بازار زيبايي را مي گيرد. و به دليل گستردگي زياد هيچ مقام مسئولي ياراي جمع آوري و يا نظارت دقيق بر بازار پرفروش و پررونقش را ندارد.

متأسفانه در مملکت ما چون دختران نمی توانند از لباسهای دلخواه و رنگهای متنوع استفاده کنند،از آرایش بصورت تشدید شده استفاده می کنند.در کشور ترکیه 95 درصد دختران و خانمهای جوان در معابر عمومی هیچگونه آرایشی ندارند .
 
 
منبع:همشهری
نوشته شده توسط پویا در شنبه بیست و نهم مهر 1385 ساعت 9:27
( | | لينک ثابت | موضوع: خبری )
لينک باکس سايت پویانت

poooOOOOOoooooYA NET
منوي کاربري

@شرکت پویانت شهرکرد@شهرکرد خیابان سعدی کوچه مجتمع امام صادق

 
پيوندها
پویانت
سایت پویانت
پویانت در میهن بلاگ
بزرگترین سایت دوستیابی و چت فارسی
اسیا نت شهرکرد
عشق زمانی زیباست که برای تو باشد(کاظم)
فیلتر شکن روز(کاری از مجتبی)
ایلیانت (ارش)
ترشی
پژمان
حدیث تنهایی (رها)
masti....rasty
ابیته(ارش)
بچه هاي هفشجان
یه سایت توپ در مورد استان
 
لينکهاي روزانه
بهترین وبلاگ
شرکت اسیا نت شهرکرد
بزرگترین سایت دوستیابی و چت فارسی
آرشيو پيوندهاي روزانه
 


امکانات
 
آمار وب
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:
 
طراح و ويرايش قالب پویا سایت پویانت شهرکرد
تمامي حقوق محفوظ مي باشد. ذكر مطالب با درج منبع بلامانع است.